web 2.0

بازداشت 15سینماگر در حوادث بعداز انتخابات

قائم‌مقام مدیرعامل خانه سینما در پاسخ به اظهارات اخیر جعفرپناهی گفت :حكم قضایی باید روال طبیعی خود را طی كند و باید با دوری از احساس گرایی به سمت عقلانیت حركت كنیم.فرهاد توحیدی در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا، با اشاره به ممنوع‌الخروج شدن تعدادی از هنرمندان افزود: بعد از انتخابات و حوادث پیش آمده تعداد 15 نفر از سینماگران به دلیل مشكلات پیش‌ آمده دستگیر شدند ضمن آنكه یكی از مستندسازان نیز از سال قبل در بازداشت بود.
وی ادامه داد: خانه سینما از آغاز این بازداشت‌ها تلاش‌های خود را برای كمك به این هنرمندان آغاز كرده است اما تجربه نشان داده است كه وقتی مشكل قضایی به وجود آید تابع شرایطی است كه با رایزنی كردن و مشكل حل نمی‌شود و پرونده قضایی باید مسیر خود را طی كند.
توحیدی با اشاره به مشكل به وجود آمده برای تعدادی از هنرمندان در فرودگاه مهرآباد در زمان اعزام هیات سینمای ایران به اسكار گفت: درست از زمانی كه پاسپورت فاطمه معتمدآریا و مجتبی میرطهماسب در فرودگاه ضبط شد و به آنها اجازه خروج داده شد محمدمهدی عسگرپور اقدامات خود را شروع كرد و در همان زمان مشخص شد كه توقیف گذرنامه این دو هنرمند بر اساس حكم قضایی بوده است.
قائم‌مقام مدیرعامل خانه سینما با رد سخنان جعفرپناهی كه اعتقاد دارد باید سفر لغو می‌شد افزود: هیات سینمایی با توجه به این واقعیت كه حكم قضایی باید روال خود را طی كند و از سوی ماندن هنرمندان در ایران و نرفتن به آمریكا، این حادثه را تبدیل به یك بمب خبری در ایران و آمریكا می‌كرد به این سفر رفتند.
توحیدی ادامه داد: تبدیل شدن این اتفاق به یك بمب‌ خبری، ماجرا را تبدیل به یك رسوای ملی می‌كرد و این اتفاق را از حالت عادی خارج می‌كرد و تبدیل به یك رویارویی تمام عیار بین خانه سینما و دستگاه‌های دولتی می‌شد در این میان منافع ملی مهم‌تر از منافع خانه سینما است.قائم‌مقام مدیرعامل خانه سینما ادامه داد: این حادثه حتی خود خانه سینما را كه امروز به عنوان تنها نهاد صنفی از حقوق سینماگران دفاع می‌كند و با مشكلات سر شاخ است دچار مشكل می‌كرد.
وی ادامه داد: چه در زمان آغاز سفر و چه امروز اعتقاد دارم كه حل مشكل معتمدآریا و میرطهماسب نیازمند اهرم‌های قوی‌تری است اما در این میان باید به جای برخورد احساسی رویكرد عقلانی را در پیش بگیریم و باید اقدامات ابتدایی را انجام بدهیم وجنجال و اعتراض آخرین مرحله است.توحیدی افزود: تا زمانی كه می‌توان گفت‌وگو كرد باید از منفجر كردن بمب خبری و جنجال جلوگیری كرد زیرا كار هنرمند و سینماگر سخن گفتن و گفت‌وگو است.

بادامچیان: 13 آبان بدون نماد سبز و شعارهاي متفرقه باشد

اسدالله بادامچيان از موسوي، کروبي و خاتمي خواست با صدور بيانيه يي از هواداران خود بخواهند در روز 13 آبان بدون هيچ نماد سبزي و تنها با در دست داشتن پرچم ايران، عليه استکبار جهاني شعار بدهند.اين نماينده اصولگراي مجلس با ابراز ناخشنودي از طرح بحث جمهوري ايراني که به گفته وي در روز قدس توسط برخي از حاميان جريان اصلاحات سر داده شد، به ايسنا گفت؛ «اگر حقيقتاً اين آقايان با اين گونه شعارها مخالفند با صدور بيانيه يي عنوان کنند در روز 13 آبان همه با هم بدون هيچ رنگي شعار مرگ بر امريکا سر دهند.»
بادامچيان گفت؛ اگر حقيقتاً سران اين جريان اين موضوع را قبول دارند، صراحتاً اعلام کنند و بگويند ما راه مان را جدا کرده ايم و اگر چنين نيست اظهار برائت کنند.به نوشته اعتماد: نماينده تهران در مجلس گفت؛ روز 13 آبان امسال روز مشخص کردن خط انقلاب و مردم با خط کساني است که ممکن است حرف امام(ره) را هم بزنند، اما خط شان از نظام و انقلاب جدا است.
بادامچيان با اشاره به تاکيدات مکرر برخي مسوولان نظام از جمله رئيس مجلس بر پرهيز از تندروي در شرايط فعلي کشور عنوان کرد؛ مصداق بارز تندروي رفتار کساني است که بعد از انتخابات حتي پيگيري مسائل اعتراضي خود را از طريق مراجع و مجامع قانوني دنبال نکرده اند و يک حرکت اعتراضي خياباني را تبديل به اغتشاش کرده اند.وي گفت؛ البته بخشي از اين جريان سعي کرد از اين حرکات تندروانه و افراطي به دور باشد و حتي شاهد بوديم آقاي موسوي نيز بعد از حذف شعار مرگ بر اسرائيل و مرگ بر امريکا در روز قدس در روزنامه يي عنوان کرد اين گونه شعارها ظرفيت امروز جامعه نيست.
اين نماينده مجلس شوراي اسلامي در پاسخ به اين سوال که آيا اين نوع تندروي ها تنها منحصر به يک جريان است، گفت؛ اصولاً تندروي جزء اصول جناح اصولگرا نيست، هرچند ممکن است درون اين جناح نيز برخي به صورت فردي تندروي هايي داشته باشند، اما اين تندروي ها جدا از حرکت يک جريان و جناح است.
اين عضو حزب موتلفه اسلامي گفت؛ ما به صراحت مي گوييم اين افراد و سران جريان اصلاحات اگر مي خواهند به خط انقلاب و مردم برگردند از اقداماتي که طي چهار ماه گذشته انجام داده اند، دوري کرده و صراحتاً بگويند موافق شعار جمهوري اسلامي هستند.وي تصريح کرد؛ متاسفانه اين افراد هنوز هم در بيانيه ها و حرف هاي خود بحث تقلب در انتخابات را مطرح کرده و از دولت کودتايي سخن مي گويند.
اين افراد تا 22 خرداد در صحنه بوده اند، اما چون راي نياورده اند، دست به اغتشاش زده اند. جالب آنجاست که همه اين اقدامات را در نهايت آزادي انجام داده اند، اما بحث استبداد را مطرح مي کنند که اين نوع عملکرد مصداق بارز تندروي است.

مهدي كروبي از مقابل دانشگاه پلي تكنيك و با شعار سكوت راهپيمايي خواهد كرد

بیانیه شیخ اصلاحات در مورد راهپیمایی روز ۱۳ آبان به زودی منتشر خواهد شد و ایشان در این بیانیه ضمن دعوت از شهروندان خواهد خواست تا برای پرهیز از تشنج و جلوگیری از سوء استفاده نهادهای حکومتی در سکوت راهپیمایی نمایند.
حجه الاسلام مهدی کروبی در مراسم روز ۱۳ آبان برای پرهیز از تشنج با شعار سکوت راهپیمایی خواهد كرد.
به گزارش سلام بیانیه شیخ اصلاحات در مورد راهپیمایی روز ۱۳ آبان به زودی منتشر خواهد شد و ایشان در این بیانیه ضمن دعوت از شهروندان خواهد خواست تا برای پرهیز از تشنج و جلوگیری از سوء استفاده نهادهای حکومتی در سکوت راهپیمایی نمایند.
همچنین شنیده می شود شیخ اصلاحات از مقابل دانشگاه پلی تکنیک و در مسیر خیابان سمیه راهپیمایی خواهد نمود و هواداران جنبش سبز می توانند در این مسیر با ایشان همراهی نمایند.

سیزدهم آبان میعادی است تا به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند



راه سبز ما یک مسیر عقلانی است و این یک بشارت است، زیرا نشان می‌دهد که ما تا انتها بر سر خواسته‌های خود مستحکم خواهیم ایستاد.
نخست وزیر دوران دفاع مقدس در بیانیه شماره 14 خود که در آستانه 13آبان صادر شده است، از این روز به عنوان سبزترین روز سال نام برد و تاکید کرد:«مردم ما امروز رهبرانند و این همان آرزوی بزرگی است که امام برای آنان داشت. او ما را دعوت ‌کرد به سوی آن چیزی که ما را زنده می‌کرد.»
به گزارش سلام متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:







بسم الله الرحمن الرحیم




در تاریخ معاصر ما سیزدهم آبان یادآور سه حادثه است. در نخستین از این رویدادها امام خمینی از ایران تبعید شد و نهضت در فترتی سیزده ساله فرورفت. رژیم شاه پس از به دست آوردن چنین نتیجه‌ای باید خود را شماتت کرده باشد که چرا این راه حل ساده را پیش از آن به کار نبست.




یک قیام بود و یک امام که وقتی از صحنه دور شد دیگر چیزی از شور تحول‌خواهی باقی نماند. آیا به راستی امام خمینی در حرکتی که آغاز کرد تنها بود؟ هرگز چنین نبود، زیرا هرگز چنین نیست که یک فرد بتواند به تنهایی در صحنه جامعه تحولات نمایان ایجاد کند. پیروان او بسیار بودند، اما آنان شبیه به یارانی نبودند که سال‌ها بعد پیرامونش را گرفتند، آن زمانی که گفت «رهبر ما آن طفل سیزده ساله است ...»


دومین سیزدهم آبان روز رهبران سیزده ساله است؛ دانش‌آموزانی که برای تظاهرات در محوطه دانشگاه تهران گرد آمده بودند و مورد یکی از سبعانه‌ترین کشتارها قرار گرفتند. تجربه رژیم از حوادث دهه چهل بود که موجب چنین حرکات خونینی شد. تصور بر آن بود که اگر با همان قاطعیت گذشته عمل کنند از نو به همان نتایج خیره‌کننده دست می‌یابند، حال آن که زمینه اجتماعی کاملا تغییر کرده بود؛ زمین تغییر کرده بود و زمان تغییر کرده بود و مهمتر از آن جان انسان‌ها تغییر کرده بود. دیگر حکومت شاهنشاهی با یک امام تنها روبرو نبود.






این بار کسانی گرد او جمع شده بودند که شاید به اندازه پدرانشان او را نمی‌شناختند یا سخنانش را نشنیده بودند، اما به اندازه امام خود شور در سینه داشتند؛ آنها همچون پدرانشان برای به راه ‌افتادن لازم نبود که پی‌درپی شماتت شوند.
درباره سومین سیزده آبان بسیار گفته شده است، تا جایی که بعید است کمترین اطلاعی از آن ماجرا ناگفته مانده باشد؛ از جمله آن که در این رویداد امام از دانشجویان مسلمان پیروی کرد. ظاهرا این دانشجویان بودند که خود را پیرو خط امام می‌خواندند، اما در واقع این امام بود که حرکت آنان را دنبال نمود. قطعا هیچ‌یک از رهبران و فرماندهان انقلاب در شکل دادن به آنچه در این روز اتفاق افتاد نقشی نداشت. حتی خود دانشجویان تصور می‌کردند بعد از چند روز حادثه تمام می‌شود و به خانه‌هایشان باز می‌گردند. ولی امام این رویداد را پیگیری کرد و آن را انقلابی بزرگ‌تر از انقلاب اول نامید.




تنها امامی که درد یک سکوت سیزده ساله را چشیده باشد می‌داند که جامعه‌ای شکل‌یافته از چوب‌های فرمانبر و خشک از خود جوششی ندارد و حیات پاکیزه‌ای ندارد. او مردم را رهبر می‌پسندید، زیرا می‌دانست که گذر از یک گردنه تاریخ برای سعادت هیچ ملتی کافی نیست. آنان باید از چنان خودانگیختگی و بصیرتی برخوردار شوند که در هر عصری و نسلی بتوانند راه را از بیراهه بشناسند و بپیمایند. مردم ما امروز رهبرانند و این همان آرزوی بزرگی است که امام برای آنان داشت. او ما را دعوت ‌کرد به سوی آن چیزی که ما را زنده می‌کرد.


آنک سیزدهم آبان، این سبزترین روز سال دوباره از راه می‌رسد. آیا امروز قابل‌تصور است که حرکت مردم بر اثر بازداشته شدن همراهی از همراهی خاموش شود؟ اگر اینگونه باشد دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از دست داده‌ایم، و اگر چنین نباشد این نشانه‌ای از ریشه‌های انقلابی ماست. ما به اتکای این ریشه‌هاست که سبز شده‌ایم، ریشه‌هایی که اگر از آنها دور شویم به همان چیزی تنزل خواهیم کرد که مخالفان مردم آرزو می‌کنند. به این خاطر است که جا دارد با هر تلاش افراطی در این جهت برخوردی احتیاط‌آمیز داشته باشیم.




حرکت ما از واگذار کردن اسلام به جبهه خرافه‌پرستان و سپردن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان، از ناچیز شمردن میراث و میوه مبارزات یک‌صدساله مردم ایران و جایگزین کردن آن با تصوراتی گنگ، و از جدایی و بیگانگی نسبت به ریشه‌های تاریخی‌اش نفع نمی‌برد، و اگر برخی دولت‌های بیگانه بر ترویج چنین تمایلاتی اصرار دارند شاید در این کار سودی ملاحظه می‌کنند. آنها اگر لازم باشد با وجدانی آرام بر سر جنبش امروز ایرانیان پشت میز معامله می‌نشینند و به همان مقدار آزادی و توسعه سیاسی که در کشورهای همسایه‌ وجود دارد برای ملت ما قناعت می‌کنند و در این قناعت قابل سرزنش نیستند. این ما هستیم که اگر مصالح خود را به درستی تشخیص ندهیم باید ملامت ‌‌شویم.




این روزها هر نگاهی که به نگاهی می‌افتد از پیروزی می‌پرسد. کی به آن می‌رسیم؟ چه چیز ما را به آن می‌رساند؟ کدام قدم و اقدام آن را به پیش می‌اندازد؟ و چه چیز آن را کمال می‌بخشد؟ تمامی وجود ما دعا و سوال است و وعده خداوند که فرمود هر آنچه مسئلت کنیم مقداری از آن را اجابت خواهد کرد. و آتاکم من کل ما سالتموه. (و از هرآنچه از او خواستید به شما داد). همین که خواسته‌ای در جامعه متولد می‌شود دیگر هیچ کس قادر نیست از برآورده شدن آن ممانعت کند و دولت‌ها تنها می‌توانند بر مقادیری چون زمان و میزان و شکل تحقق آن تاثیر بگذارند.


آیا ما هم می‌توانیم بر این مقادیر اثر داشته باشیم؟ آری. المعروف بقدر المعرفه؛ انسان‌ها به قدری که بصیرت و آگاهی از خود به نمایش می‌گذارند در خور نیکویی‌ها قرار می‌گیرند. کما این که در این چند ماه مردم ما بیش از آن که از رنج‌های خود گنج به دست آورده باشند از برکات خردمندی خود بهره‌مند شده‌اند.




راه سبز ما یک مسیر عقلانی است و این یک بشارت است، زیرا نشان می‌دهد که ما تا انتها بر سر خواسته‌های خود مستحکم خواهیم ایستاد. اگر دچار تندروی و رفتارهای افراطی بودیم شک نکنید که با دستانی خالی از نیمۀ راه باز می‌گشتیم، زیرا افراط راه را برای تفریط باز می‌کند. اگر برای قبول این حقیقت به مثال نیاز دارید به سیاست خارجی دولتمردان بنگرید.




همان وقتی که آنان مناسبات بین‌المللی کشور را به اغراض تبلیغاتی آلوده کردند و از خردورزی و متانت کناره گرفتند می‌شد حدس زد که به زودی مصالح بلندمدت مردم را به هیچ معامله خواهندکرد. شانزده سال پیش از این تهیه سوخت برای تاسیسات هسته‌ای تهران امری بود که نه مسئولان و نه رسانه‌ها انجام آن را یک خبر مهم تلقی نمی‌کردند. امروز قسمت اعظم محصول فعالیت‌های هسته‌ای کشور ،که این همه جاروجنجال به خود دیده و چندین تحریم برای ملت به همراه آورده است، گویا باید برای تامین همین نیاز ساده تحویل کشورهای دیگر شود، شاید بعدها لطف کنند و اندکی سوخت در اختیار ما بگذارند. آیا این یک پیروزی است؟ یا یک تقلب آشکار، که چنین تسلیمی فتح‌المبین نامیده شود؟




دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند و نه بر حقوق تردیدناپذیر ملت خود تاکید نمودند، که با گشاده‌دستی از این حقوق عقب نشستند. آنها نشان دادند که حتی در تسلیم شدن و کرنش کردن افراط‌گرند. حتی اگر با تلاش دلسوزان از واگذاری دستاوردهای کشور در زمینه انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای جلوگیری شود از عواقب افراط و تفریط‌های دولتمردان ایمن نشده‌ایم، زیرا رفتارهای آنان زمینه را برای اجماع بین المللی جهت اعمال تحریم‌ها و فشارهای بیشتر به ملت ما فراهم کرده است.




چیزی که ما می‌توانیم از این ماجرا بیاموزیم آن است که خود دچار افراط نشویم. دیر یا زود - بلکه به امید خدا بسیار زود - مخالفان مردم صحنه را ترک می‌کنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلی‌اش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند. ساختن فردا را باید از امروز آغاز کنیم. باید برای فردا چنان مهیا باشیم که اگر همین فردا از راه رسید یکه نخوریم. باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم.




تاکید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک راهبرد کلیدی برای ساختن فرداست. با چنین راهبردی ما در تاریکی قدم نمی‌گذاریم و میراث‌های به جا مانده از مبارزات نسل‌های پیشین را به هیچ تقلیل نمی‌دهیم. و هر آنچه از آرمان‌ها و خواسته‌هایمان که جا بماند با زندگی‌های خود آن را به دست می‌آوریم، زیرا ساختار ظاهری هرگز تمام آن چیزی، بلکه قسمت اصلی آن چیزی نیست که در جامعه واقعیت دارد. بخش اصلی این واقعیت زندگی‌های ماست. دستگاه ظاهری می‌تواند فرزندان انقلاب را همچون تبهکاران دستگیر کند و لباس‌های تحقیرآمیز بر قامتشان بپوشاند و مردم می‌توانند با نگاهشان از آنان قهرمان بسازند و به آنان افتخار کنند. در این رودررویی کدامیک برنده‌اند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند آنان را در دادگاه‌های نمایشی محکوم کند و نگاه مردم می‌تواند آنان را در پیشگاه وجدان خویش حاکم بداند. به راستی کدامیک از این دو در واقعیت جامعه حکومت می‌کنند؟ دستگاه ظاهری با برخوردهای توهین‌آمیز خود خانواده‌های آنان را سرافکنده و خوارشده می‌خواهد و نگاه‌های مردم آنان را در عین تلخ‌کامی‌هایی که می‌چشند سربلند می‌بیند. کدامیک از این دو نگاه بر احساس این خانواده‌ها چیره است؟ دقت کنید که تنها در نگاه مردم این همه قدرت وجود دارد و تا اینجای کار هنوز حرفی از دیگر توانایی‌های آنان نگفته‌ایم. دستگاه ظاهری می‌تواند برای این خانواده‌ها تنهایی و عسرت تدارک ببیند و مردم می‌توانند آنان را در آغوش بگیرد؟ به راستی کدامیک از این دو بر کار خود غالبند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند دانشجویان غریب را به جرم ابراز عقیده از خوابگاه محروم کند و معیشت آنان را در تنگنا قرار دهد و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند با حمایت‌‌های خود از آنان پشتیبانی کنند. تاثیر اقدام کدامیک از آنها بیشتر است؟ به راستی کدامیک از آنها قدرتمندتر است؟ بلکه اساسا تقابلی میان این دو وجود ندارد؛ یکی هست و دیگری نیست، زیرا این زندگی‌های ماست که به هر امری در نظم ظاهری جامعه معنا می‌بخشد. ما در چند ماه گذشته نه با شکستن این نظم، که با تغییر معنا دادن به آن از راه زندگی‌هایمان صحنه جامعه را تغییر دادیم. ما چه نیازی به شکستن این نظم داریم در حالی که در هر شرایطی این ما هستیم که با زندگی‌های خود به آن جهت می‌دهیم.
بعد از این نیز راه ما این است.


در شرایطی که اصول متعدد قانون اساسی بتوانند بی‌محابا معطل بمانند حقیقت آن است که فرقی میان قانون خوب و بد وجود ندارد. ساختار سیاسی کشور اگر بهترین نظم ممکن باشد به چه کار می‌آید اگر زندگی‌های ما به آن اعتبار نبخشد، یعنی معنی برایش تدارک نبیند، آن را تنفیذ نکند و اجرای بدون تنازل آن را مطالبه ننماید؟ به همین ترتیب اگر این ساختار واجد اشتباهات و عقب افتادگی‌های واضح بود ما تنها در صورتی می‌توانستیم آن را اصلاح کنیم که نخست معنای آن را اصلاح می‌کردیم و این کار را با زندگی‌های خود انجام می‌دادیم.


البته بسیارند ملت‌هایی که این توانایی خود را به جا نمی‌آورند و ترجیح می‌دهند قدرت را به قدرتمندان وابگذارند. آنها در جامعه خود پیشوا نیستند، ولی مردم ما هستند.


سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند. این روز عزیز را به ملت ایران تبریک می‌گویم و برای گروهی از آفرینندگان این مناسبت که اینک در بندند و دیگر اسیران نهضت سبز از خداوند آزادی، شکیبایی و پاداشی متناسب با نیت‌های بلندشان آرزو می‌کنم.
میر حسین موسوی

سیدمحمد خاتمی:طبق فرمان امام، هیچ کس حتی دستگاههای امنیتی، حق تجسس در امور شخصی افراد را ندارد

رئیس‌جمهور سابق کشورمان با مروری بر اعتقادات و منش امام راحل، اعتقاد راسخ معمار کبیر انقلاب اسلامی بر عدم تجسس در امور شخصی مردم و ایمن بودن افرادی که حتی به نظام و خدا اعتقاد ندارند تا زمانی که دست به سلاح نبردند را یادآور شد و نسبت به خطای تحلیل شرایط موجود کشور هشدار داد.
به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران با رییس بنیاد باران دیدار و گفت‌و‌گو کردند.
در این دیدار پس از بیان دغدغه های اعضای شورای مرکزی این تشکل پیرامون فضای سیاسی کشور، راهکار های برون رفت از شرایط فعلی ، آینده اصلاحات ، وضعیت سیاست خارجی و امنیت ملی ، فضای امنیتی حاکم بر دانشگاهها و بازداشت فعالان سیاسی ،حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی به بیان دیدگاههایش پیرامون فضای سیاسی کشور و آینده اصلاحات پرداخت.
رییس جمهور سابق کشورمان در این دیدار انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران را تشکلی دانست که در کوران حوادث سال های اخیر ، همواره توانسته با تکیه بر اصل دین داری و با حرکت در چارچوب نظام و قانون اساسی خودرا حفظ کند.
وی گفت : وقتی برای انجمن اسلامی دانشجویان که برآمده از متن دانشگاه است، سئوالات جدی پیرامون مسائل اخیر پیش می آید، پیداست که جامعه ما با بحران مواجه شده است.
خاتمی تصریح کرد: نکته مهم این است که باید پذیرفت که در جامعه بحران به وجود آمده است و از آن پس است که می‌توان راه چاره‌ای اندیشید.
رئیس بنیاد باران تاکید کرد: اگر در امروز و درشرایط فعلی دچار خطای در تحلیل شویم ، در آینده دچار مشکلات جدی خواهیم شد.
رئیس دولت اصلاحات با بیان اینکه اگر ما که به اصل نظام اعتقاد داریم ، نتوانیم حرف نزنیم، دیگران که اعتقادی ندارند، دست به عمل خواهند زد و نتیجه عمل آنها چیزی نیست که مطلوب ما باشد.یادآور شد: نباید بگذاریم کار به جایی برسد که تقاضاها از درون کشور به بیرون نظام برود.
خاتمی همچنین با اشاره به فرمان 8 ماده‌ای امام راحل ، تصریح کرد: هیچ کس حتی دستگاههای امنیتی، حق تجسس در امور شخصی افراد را ندارد و حتی با بهانه‌های امنیتی نیز نمی‌توان به امور خصوصی شهروندان وارد شد و در آن تجسس کرد.
رئیس جمهور سابق کشورمان با اشاره به مسیر اصلاحات و حرکت آن در چارچوب نظام جمهوری اسلامی گفت: معیارهای یک نظام مطلوب مردمی در الگوی جمهوری اسلامی جمع شده است و بزرگترین رسالت ما این است که نظامی را به وجود بیاوریم که بشر در آن آزادی و پیشرفت و عدالت ببیند و ما اعتقاد داریم که با همین قانون اساسی می توان در همین مسیر ادامه داد.
وی با اشاره به سه برش از زندگی امام خمینی (ره) که دقت در آن می تواند برای شرایط فعلی رهگشا باشد گفت: در ابتدای شکل‌گیری جمهوری اسلامی و پیش از انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره) با توجه به وجود گروه های غیر دینی و بعضا مارکسیست که در میان مردم وجود داشتند همواره بر این نكته تاكید داشتند كه در نظام جمهوری اسلامی حتی افرادی که ضد خدا و ضد دین هم باشند، تا زمانی که دست به سلاح نبرده باشند و توطئه نکنند، ایمن هستند.
خاتمی افزود: بعد از انقلاب نیز به علت شرایط جنگ و ترور، بعضا رویدادهایی را داریم که امام در واپسین سالهای پر برکت عمرشان با اشاره به آنها فرمودند که آنها استثنائاتی بودند که به خاطر جنگ و شرائط ویژه پیش آمدند و بنا داریم که همه به قانون برگردیم.
رئیس دولت اصلاحات یادآور شد:امام همواره بر حضور و فعالیت گرایش ها و سلایق مختلف اصرار داشتند؛به طور مثال خود امام (ره)تاکید داشتند که مجمع روحانیون مبارز در کنار جامعه روحانیت مبارز فعالیت داشته باشد.
رییس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها تاکید کرد:ما به هیچ عنوان طرفدار خشونت نیستیم، در مقابل عده‌ای جز به خشونت نمی‌اندیشند و عمل نمی‌کنند.
وی در پایان این دیدار در تبیین مجدد اصول اصلاحات گفت ما همچنان اصلاحات را بر مبنای دین می دانیم، مبدا هویتی خود را انقلاب اسلامی، و چارچوب حركت خود را جمهوری اسلامی می‌دانیم، اما اعتقاد داریم که در عمل، انحراف هایی وجود دارد كه با همان معیار های دینی و انقلابی باید اصلاح شوند.
خاتمی خاطر نشان کرد: متاسفانه گاهی برخی این انحرافات را عین نظام قلمداد می کنند. ما همچنان در مقام نقد قدرت موجود باقی می مانیم، البته در چارچوب جنبشی که اسلام و نطام و انقلاب را قبول دارد.